السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
505
تفسير الميزان ( فارسي )
و خداى تعالى در كلام مجيدش اصل قيام به امور خلق خود را براى خود اثبات نموده و مىفرمايد : « أفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ » ، « 1 » و نيز با بيانى كلىتر مىفرمايد : « شَهِدَ اللَّه أَنَّه لا إِله إِلَّا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِله إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » « 2 » ، اين آيه شريفه چنين مىرساند كه خدا قائم بر تمامى موجودات است ، و با عدل قائم است ، به اين معنا كه عطا و منع او همه به عدل است ، و با در نظر گرفتن اينكه عالم امكان همان عطا و منع آن است ( دادن هستى است ، و در چهارچوب دادن آن است ، چون هيچ موجودى بدون چهارچوب و حد و ماهيت وجود پيدا نمىكند ) ، پس هر چيزى را همان قدر كه ظرفيت و استحقاق دارد مىدهد ، آن گاه مىفرمايد : علت اينكه به عدالت مىدهد اين است كه عدالت مقتضاى دو اسم « عزيز » و « حكيم » است ، خداى تعالى به آن جهت كه عزيز است ، قائم بر هر چيز است ، و به آن جهت كه حكيم است در هر چيزى عدالت را اعمال مىكند . و سخن كوتاه اينكه : خداى تعالى از آنجا كه مبدأ هستى است ، و وجود هر چيز و اوصاف و آثارش از ناحيه او آغاز مىشود ، و هيچ مبدئى براى هيچ موجودى نيست مگر آنكه آن مبدأ هم به خدا منتهى مىشود ، پس او قائم بر هر چيز و از هر جهت است ، و در حقيقت معناى كلمه قائم است ، يعنى قيامش آميخته با خلل و سستى نيست ، و هيچ موجودى به غير از خدا چنين قيامى ندارد ، مگر اينكه به وجهى قيام او منتهى به خدا و به اذن خدا است ، پس خداى تعالى هر چه قيام دارد قيامى خالص است ( نه قيامى آميخته با ضعف و سستى ) و غير خدا به جز اين چاره اى ندارد كه بايد به اذن او و به وسيله او قائم باشد ، پس در اين مساله از دو طرف حصر هست ، يكى منحصر نمودن « قيام » در خداى تعالى و اينكه غير او كسى قيام ندارد ، و ديگر منحصر نمودن خدا در قيام ، و اينكه خدا به جز قيام كارى ندارد ، حصر اول از كلمه قيوم استفاده مىشود كه گفتيم خبر بعد از خبر براى مبتداء « اللَّه » است ، و حصر دوم از جمله بعدى استفاده مىشود كه مىفرمايد : « * ( لا تَأْخُذُه سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ ) * - او را چرت و خواب نمىگيرد » . ( ما چند حالت داريم ، يا در حال قيام و تسلط بر كاريم ، يا نشسته و در حال رفع
--> ( 1 ) و يا كسى كه بر تك تك انسانها و بر آنچه مىكنند قائم و مسلط است . « سوره رعد ، آيه 33 » ( 2 ) خدا شهادت مىدهد كه معبودى بجز او نيست ، ملائكه و صاحبان علم نيز شهادت مىدهند و اين شهادت خدا در حالى است كه قيام به عدل مىكند معبودى جز او كه عزيز و حكيم باشد وجود ندارد . « سوره آل عمران ، آيه 18 »